چرا مردم نمی‌خواهند رای بدهند؟

بهار سال 1400، هشتمین رئیس‌جمهوری اسلامی ایران، توسط رأی مردم انتخاب و شروع به خدمت خواهد کرد. مشارکت مردم در انتخابات، همواره از اهمیت خاصی برخوردار هست؛ چراکه به‌منزله مهر تأیید آن‌ها بر عملکرد نظام سیاسی و مدیریتی کشور است.
در آخرین انتخاباتی که در کشور برگزار شد، بنا بر آمارهای موجود، میزان مشارکت مردم کاهش قابل‌توجهی داشت. رسانه‌ها نیز هرکدام به فراخور جهت‌گیری سیاسی و اعتقادی خود، دلایل و شواهد متعددی را برای توجیه این وضعیت، به مخاطبانشان ارائه دادند؛ که البته چندان مستند و دقیق نبود.
پس از انتخابات، نظرسنجی‌ها و تحلیل‌های صاحب‌نظران نشان داد که کاهش مشارکت مردم در انتخابات 98، به دلیل نارضایتی‌ آن‌ها از عملکرد نمایندگان سابق مجلس و همچنین کاهش امید به رفع‌ورجوع چالش‌های موجود کشور توسط منتخبان، بوده است. در حقیقت و به زبان ساده می‌توان گفت که اعتماد مردم آسیب دید و نتیجه این آسیب هم در انتخابات خودش را نشان داد.
از آن انتخابات قریب به یک سال و چند ماه می‌گذرد و انتخاباتی دیگر در پیش روی ماست. اگر دلیل اصلی عدم تمایل مردم ر انتخابات سال 98 را مسئله اعتماد بدانیم، آیا مسئولان و منتخبان مردم، در طی این فاصله زمانی قدمی درخور ترمیم و تقویت اعتماد عمومی برداشته‌اند؟ برای پاسخ به این سؤال باید وضعیت افکار عمومی جامعه را بررسی کرد.
اینکه مردم چه فکر می‌کنند و چرا نسبت به صندوق‌های رأی، دلسرد شده‌اند را می‌توان در جامعه احساس کرد و توسط بررسی‌های میدانی و نظرسنجی، مورد ارزیابی و سنجش قرار داد.
نتیجه نظرسنجی‌ای که توسط یکی از مراکز مهم افکار سنجی کشور انجام گرفته، نشان می‌دهد که بیش از 50 درصد از مردم، مشکلات اقتصادی و ناکارآمدی مسئولان را دلیل اصلی شرکت نکردن در انتخابات می‌دانند؛ و تنها کمتر از 2 درصد، مسائلی مثل رد صلاحیت‌ برخی نامزدها را در این امر مؤثر عنوان کردند. در انتخابات 98 هم بررسی وضعیت افکار عمومی نشان می‌داد که بیش از 40 درصد مردم انتخابات مجلس را در سرنوشت کشور و رفع مشکلات خود مؤثر نمی‌دانستند و فقط 11 درصد از آن‌ها مسائلی مثل غیررقابتی بودن انتخابات را به‌عنوان دلیل عدم تمایل خود برای شرکت در انتخابات مطرح می‌کردند.
این وضعیت، نشان می‌دهد که برای مردم مهم نیست چه فرد یا جریان سیاسی پشت میز می‌نشیند! مردم می‌خواهند وضع زندگی‌شان بهتر شود.
با در نظر گرفتن مطالبی که تا اینجا گفته شد، اتاق فکر دشمن در تلاش است تا بر جریان نارضایتی و دلخوری مردم، موج‌سواری کند. رسانه‌های بیگانه و عناصر وابسته به آن‌ها در شبکه‌های اجتماعی و متأسفانه برخی ناآگاهان داخلی، می‌خواهند این‌طور به مردم القاء کنند که دلیل اصلی عدم تمایل آن‌ها برای شرکت در انتخابات، عملکرد این رسانه‌ها در فاصله‌اندازی بین ملت و نظام بوده است!
رسانه‌های معاند به‌واسطه این موج‌سواری، برای خودشان اعتباری در دستگاه تبلیغاتی دشمن رقم می‌زنند که به‌واسطه آن، بودجه و منابع مالی موردنیازشان تأمین می‌شود. پس اگر عداوت و ماهیت ضد ایرانی این رسانه‌ها را مانند قطعات پازل در کنار تلاش آن‌ها برای کسب اعتبار و حمایت مالی بیشتر از جانب دولت‌های بیگانه قرار دهیم، تصویر موج‌سواری آن‌ها بر دلخوری مردم از عملکرد مسئولان، برای ما شکل می‌گیرد و روشن می‌شود.


درواقع بر اساس آنچه اینجا بیان شد و برخلاف آنچه برخی در داخل و خارج کشور فکر می‌کنند، دلیل اصلی عدم تمایل برخی از مردم به شرکت در انتخابات، مسائل سیاسی مثل رد صلاحیت برخی نامزدها یا تبلیغات رسانه‌های بیگانه نیست. کماینکه عملکرد افراد و جریان‌های سیاسی برای مردم آشناست و از طرفی تبلیغات دشمن هم در نظر افکار عمومی، مسئله تازه‌ای نیست. دغدغه اصلی مردم عملکرد ناکارآمد برخی از مسئولان خصوصاً در حوزه اقتصاد و معیشت عمومی است.
این مطلب به ما نشان می‌دهد که اگر جریان حل مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم شروع شود و امید به بهبود وضعیت فعلی در دل‌های آن‌ها جوانه بزند، مهم‌ترین مؤلفه برای ترغیب افکار عمومی جهت شرکت در انتخابات حاصل می‌شود. سؤال اینجاست که چگونه باید به این مهم دست یافت؟
طی سال‌های اخیر سطح سواد و آگاهی مردم در تمام حوزه‌ها افزایش‌یافته است. امروز می‌بینیم که در شبکه‌های اجتماعی، کاربران با سطوح مختلف اجتماعی، علمی و حتی شغلی، مسائل و موضوعات مختلف را تحلیل می‌کنند. یعنی به درجه‌ای از آگاهی رسیده‌اند که درست یا غلط، در کنار یکدیگر مسائل روز را سبک و سنگین می‌کنند. چنین جامعه‌ای از مخاطبان، فرق بین شعار و برنامه را متوجه می‌شوند.
البته نمی‌توان تأثیر تبلیغات و جوسازی‌های سیاسی و رسانه‌ای را کاملاً نادیده انگاشت. قطعاً تا حدودی هم رسانه‌های معاند در کاهش تمایل مردم برای مشارکت در انتخابات تأثیر دارند و هم جریان سازی‌های سیاسی در موعد منتهی به انتخابات می‌تواند تا حدودی مردم را پای صندوق‌های رأی بیاورد؛ اما هیچ‌کدام از این شگردها نمی‌تواند آنچه مردم در سفره‌های خود می‌بینند را طور دیگری جلوه دهد. یعنی به‌واقع، این جریان‌های رسانه‌ای چنین قدرتی ندارند.
بهترین روش برای اینکه امید به آینده بهتر در مردم تقویت شود، این است که فرهنگ حاکم بر سیاست‌های رسانه‌ای انتخابات تغییر کند. رسانه ملی باید به‌عنوان صدای مردم، از سیاسیون و نامزدهای انتخاباتی مطالبه کند؛ مردم در شبکه‌های اجتماعی از هم‌اکنون باید از جریان‌های سیاسی مطالبه کنند که به‌جای شعار و بایدونباید، برنامه‌های دقیق، واضح و قابل‌بررسی برای اداره کشور را به مردم ارائه دهند. یعنی یک فرد در جامعه باید بداند که فلان نامزد انتخاباتی قصد دارد دقیقاً چه‌کاری را، به چه منظور، در چه زمانی و با تکیه بر کدام ظرفیت در اختیار رئیس‌جمهور، به انجام برساند. فضای انتخاباتی کشور باید از حال هوای هیجانی و شعاری خارج شود و به سمت تحلیل برنامه‌ها پیش برود.
ارائه برنامه توسط نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری (اگر واقعاً برنامه باشد)، آثار زیر را در پی دارد:
1) توجه مردم را ولو با دید انتقادی، نسبت به موضوع انتخابات جلب می‌کند.
2) برنامه‌ها و جزئیات مربوط به آن‌ها، می‌توانند بسترهای موردنیاز برای ایجاد گفتمان عمومی درباره انتخابات را فراهم کنند؛ و ایجاد گفتمان عمومی درباره انتخابات، منجر به شکل‌گیری کنشگری و عکس‌العمل مردم در قبال انتخابات خواهد شد. به زبان ساده‌تر، وقتی نامزدها بگویند چه‌کاری می‌خواهند انجام دهند، در کوچه و خیابان مردم راجع به این کار صحبت می‌کنند و آن را سبک و سنگین می‌کنند. این یعنی گفتمان عمومی درباره موضوع انتخابات.
3) وقتی نامزدها درگیر بحث ارائه برنامه شوند، ناچار از ارائه برنامه خوب و قابل‌قبول هستند. چون باید به‌واسطه همین برنامه‌ها، نظر مثبت آرای عمومی را جلب کنند. وقتی برنامه خوب ارائه شود، مردم تحلیل می‌کنند، سبک و سنگین می‌کنند و وقتی برنامه‌ای موردپسندشان واقع شد، امید در دل آن‌ها شکل می‌گیرد و برای به ثمر نشستن آن برنامه، پای صندوق رأی می‌آیند.
4) شاید عنوان شود، ارائه برنامه مفصل، در حوصله مباحث انتخاباتی نمی‌گنجد! در پاسخ باید گفت که قرار نیست زیروبم تمام برنامه‌های اجرایی دولت آتی برای مردم توضیح داده شود. خیر! همین مقدار کفایت می‌کند که مردم به این درک برسند که برای اداره امور کشور و خصوصاً معیشت آن‌ها، آقایان فکر و برنامه‌ریزی کرده‌اند.
5) شاید شبهه‌ای مطرح شود که اگر نامزدها نتوانند برنامه خوبی ارائه کنند چه؟ در این صورت اعتماد عمومی بیشتر ضربه خواهد خورد. در پاسخ این شبهه باید مدعی بود که بنا بر فرمایشات فرماندهی معظم کل قوا (مدظله‌العالی) و همچنین بر اساس باور عمومی مردم، ما در این کشور پتانسیل‌های بسیار خوبی داریم. هم ازنظر تخصص نیروی انسانی (خصوصاً جوانان) و هم از نظر منابع و زیرساخت‌ها. اینکه یک کشور بیش از 4 دهه در برابر دشمنی آشکار قدرت‌های استکباری جهان ایستاده و هنوز قادر به تأمین نیازهای خود باشد (ولو به‌سختی)، نشان می‌دهد که کار شدنی است. به‌شرط اینکه آقایان بخواهند از این ظرفیت‌ها به‌درستی و هوشمندانه استفاده کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *