چرا ارتش ایران با روسیه رزمایش مشترک برگزار می کند؟

مدتی هست که فرماندهان ارتش تصمیم به اجرای رزمایش های مشترک با کشورهایی نظیر چین و روسیه گرفته اند. اما دلیل برگزاری این رزمایش ها خصوصا با قدرت های نظامی برتر جهان چیست؟ این رزمایش ها چه پیام هایی برای چه کسانی دارند؟

قبل از هر چیز لازم است که توجه داشته باشیم، رزمایش های بین المللی ایران، بر حوزه دریا متمرکز شده است. دلیل توجه فرماندهان ایرانی به دیپلماسی نظامی در دریا، مسئله مهمی است که پیام های ویژه ای برای کشورهای حوزه خلیج فارس و حامیان آنها دارد. حامیانی که قدرت های سنتی و کلاسیک دریایی جهان هستند.

نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران در طی قریب به یک دهه گذشته، تحول عظیمی را تجربه کرده است. این نیرو پس از انقلاب اسلامی در سال 1357 و همچنین با پشت سر گذاشتن 8 سال جنگ با عراق، در سال های قبل تا حدودی جایگاه سنتی خود را در منطقه از دست داده بود. هرچند که عملکرد درخشان آن در برابر نیروی دریایی عراق، کارنامه درخشانی را از طعم اقتدار دریایی برای ایرانی ها برجای گذاشت.

از اواسط دهه هشتاد، تحول نیروی دریایی آغاز شد و در مدت زمان قریب به یک دهه، به جایگاهی رسید که توان طراحی، ساخت و بهره برداری از انواع شناورهای مورد نیاز خود را پیدا کرد. حتی برخی از تحلیل گران در اواخر این دوره از احتمال اقدام ایران برای ساخت ناو هواپیمابر سخن به میان می آوردند.

اما توسعه توانمندی های نظامی ایران در دریا، اما به ساخت ناوشکن و زیر دریایی محدود نشد. فرماندهان نیروی دریایی ارتش ایران، سنگ بنای دیپلماسی نظامی را هم پایه گذاری کردند. شرکت در همایش های بین المللی دریانوردی، اعزام کشتی های جنگی به آب های بین المللی و مشارکت در تأمین امنیت دریانوردی، سبب شد تا نیروی دریایی ایران، دارای وزن سیاسی و امنیتی آن هم در سطح جهان شود.

آب های شرق آفریقا که سال ها جولانگاه دزدان دریایی بود، با نقش آفرینی جدی کشتی های جنگی ایرانی، امنیت خود را باز یافت. تا جایی که برخی کشورها وقتی سنگینی سایه ناوگان ایرانی را در این منطقه احساس کردند، برای اینکه سهمی از اعتبار این پیروزی نصیب خود کنند، کشتی های جنگی شان را روانه ی شرق آفریقا کردند. اما تاریخ فراموش نمی کند که حتی کشتی های تجاری غیر ایرانی در این منطقه، امنیت خودشان را مرهون اقتدار نیروی دریایی ایران بودند. نمونه بارز این مدعا، نجات کشتی تجاری چینی از دست دزدان دریایی بود که توسط نیروی دریایی ایران انجام گرفت.

زمانی که فرماندهان نیروی دریایی ارتش، تصمیم گرفتند اقتدار ایران را به رخ جهان بکشند، یک کشتی جنگی را روانه آب های بین المللی در نزدیکی سواحل رژیم صهیونیستی کردند و سپس با عبور از کانال سوئز، نشان دادند که ایران در عرصه دریا، حرف هایی برای گفتن دارد.

چنین سوابقی در طول یک دهه گذشته، نیروی دریایی ارتش را به جایگاهی رسانده که امروز در صحنه امنیت بین الملل، به یک نیروی نظامی راهبردی مبدل شده است. نیرویی که می تواند هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای جغرافیایی خود، ایفای نقش کند. نقشی که می تواند امنیتی، نظامی، اقتصادی، فرهنگی و یا حتی دیپلماتیک باشد.

در صحنه معادلات نظامی – امنیتی جهان، نیرویی که دارای چنین وزنی باشد، می تواند در کنار سایر قدرت ها، در مانورهای نمایش قدرت به ایفای نقش بپردازد. از جمله این مانورها می توان به همین رزمایش های اخیر نیروی دریایی ارتش با کشورهایی نظیر روسیه و چین اشاره کرد.

اما یک نکته مهمی هم هست که نباید ناگفته و نا شنیده باقی بماند! بیایید خودمان را به جای یک فرمانده نظامی بگذاریم. یک فرمانده، در چه زمانی مایل است قدرت نمایی کند؟ طبیعتاً زمانی که قدرتی برای نشان دادن داشته باشد. حالا یک سوال دیگر؛ یک فرمانده چه زمانی حاضر است در کنار قدرت های برتر جهان، به نمایش قدرت بپردازد؟ خب طبیعتاً زمانی که یگان خود را در سطحی ببیند که از مقایسه آن با هموندانش در رزمایش، دچار سرخوردگی نشود.

آیا نیروی دریایی ارتش به مرحله ای رسیده که فرماندهانش می توانند به این دو سوال مهم، پاسخ مثبت بدهند؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *