لشکرکشی ارتش ایران به مرزهای قره باغ

خبر اعزام یگان­‌هایی از ارتش ایران به مرزهای قره باغ، موضوع مهم اما نه چندان غافلگیر کننده­ای بود. درگیری آذربایجان و ارمنستان سبب اصابت چندین راکت و خمپاره و حتی سقوط پرنده­‌های بدون سرنشین در خاک ایران شد. نکته مهم اینجاست که در تمام این موارد سیاسیون ایران خویشتن داری به خرج دادند و ضمن دعوت طرفین به آتش بس و مذاکره، به آنها درباره حوادث ناخواسته مبنی بر اصابت راکت­‌ها به داخل مرز ایران تذکر دادند.

اما تکرار موارد متعددی از این بی احتیاطی‌­ها نشان داد که کلام سیاست­مداران ایرانی، به تنهایی راه به جایی نمی­برد و همسایگان خشمگین را سر به راه نمی­کند. این شد که نظامیان ایرانی دست به کار شدند و با اعزام بخشی از یگان­‌های ارتش، مرزهای ایران با منطقه قره باغ را تقویت کردند.

جنگ قره باغ مسئله پیچیده ­ای است. هزارتوی روابط سیاسی، وابستگی ­های قومیتی و ملاحظات مذهبی، سبب می ­شود تا نقش­ های بازیگران منطقه ­ای و حتی فرامنطقه ­ای در این بحران به گونه ­ای تازه رقم بخورد. ترکیه اردوغانی چنانکه پیش بینی می­شد، به شکلی افراطی در کنار هم­زبان­ های آذربایجانی خود ایستاد و به آتش جنگ دامن زد. از طرفی دیگر روس­ ها بر خلاف جنگ قبلی قره ­باغ، با سیاست و محافظ کاری بیشتری از ارمنستان حمایت می­ کنند. شاید پوتین صرفاً به مدیریت هوشمندانه منازعات در منطقه قره باغ می ­اندیشد و قصد دارد تا موقعیت بی ثبات جنوب قفقاز را کدخدا منشانه بین این دو وارث کوچک شوروی حل و فصل کند؛ و البته نیم نگاهی هم به ترکیه دارد تا اردوغان را تحت کنترل داشته باشد.

از طرف دیگر، ایران از هیچ کدام از طرفین جنگ دل خوشی ندارد. جمهوری باکو با حمایت و البته هدایت رژیم صهیونیستی، سال­هاست که به واسطه اتخاذ سیاست ­های رسانه ­ای و تبلیغاتی، به تحریک احساسات قوم گرایانه در بین آذری­ های ایران می ­پردازد. شاید دور از منطق نباشد که بگوییم آذربایجان به امید جلب حمایت تل آویو، عملاً تلاش سازمان یافته ­ای را علیه وحدت ملی همسایه جنوبی و هم مذهب خود (ایران) به انجام رسانده است! نقش جمهوری باکو در مرزهای شمال ایران را، شاید بتوان با ماهیت امارات متحده عربی در مرزهای جنوبی ایران مقایسه کرد. توسعه همکاری­ ها و روابط باکو با تل آویو خصوصاً در سال­های اخیر، نگاه منفی و بدبینانه ایران به دولت این کشور را در پی داشته است.

در طرف دیگر اما ارمنستان هم اخیراً روابط خاصی را با رژیم صهیونیستی برقرار کرده و به نوعی با این کار هم موجبات بد بینی ایران و هم دلسردی روسیه را فراهم کرده است. هرچند مسکو در ظاهر روابط بدی با تل آویو ندارد؛ اما به عنوان یک قدرت بین المللی و برادر بزرگتر وارثان شوروی سابق، چندان علاقه ­ای ندارد تا اسرائیلی­ ها را در حیطه نفوذ ژئوپلتیک خود ببیند. روسیه به عنوان حامی اصلی ارمنستان، در شرایط فعلی، قصد دارد تا ثبات را در منطقه قفقاز ایجاد و تقویت کند چون هرگونه ناآرامی در این منطقه، می­ تواند منجر به داغ­تر شدن آتش زیر خاکستر چچن و اوستیا شود و این مسئله مهمی است که امنیت و منافع ملی روسیه را تحت تأثیر منفی قرار می­دهد.

بر خلاف دیگر بازیگران جنگ قره باغ، ایران جدی­ترین بازیگر غیر درگیر این منازعه است! صحنه جنگ قره باغ از دید ایرانی­ ها، یک گودال گل آلود است که ظرفیت وخیمی برای چالش آفرینی برای منافع و امنیت ملی ایران را دارد. روابط امنیتی و نظامی رژیم صهیونیستی با جمهوری باکو و ارمنستان و نقش آفرینی تروریست­های تکفیری مورد حمایت ترکیه، دو چالش مهمی است که ایران به هر قیمت ممکن تلاش می­کند از وقوع آنها در مرزهای شمال غربی خود جلوگیری کند.

سیاستمداران و حتی فرماندهان ایرانی به وضوح تأکید کرده ­اند که اجازه حضور صهیونیست­ها در نزدیکی مرزهای ایران را نخواهند داد. این یک پیام واضح و روشن برای همسایه ­های ایران است. از آنجایی که سناریوی دومینو وار تل آویو برای حضور در نزدیک مرزهای ایران، عملاً به واسطه عادی سازی روابط با برخی اعراب حاشیه خلیج فارس در حال اجراست، می ­توان نتیجه گرفت که صهیونیست­ها برنامه­ هایی برای سایر مناطق مرزی ایران – از جمله قفقاز – هم در سر دارند.

ایران در حال حاضر با چالش­ های اقتصادی جدی­ ایی مواجه است اما نباید این حقیقت را نادیده گرفت که دیپلماسی منطقی و اصولی این کشور درباره برجام، سبب شده تا پتانسیل دیپلماتیک بالایی را در اختیار بگیرد که نمود بارز آن را در انزوای آمریکا در شورای امنیت سازمان ملل – در ماجرای تمدید تحریم ­های تسلیحاتی ایران –  می ­توانیم ببینیم.

اعزام یگان­ های زرهی و توپخانه­ ای ارتش ایران به مرزهای قره باغ، نشان دهنده رویکرد تهاجمی ایران در قبال تهدیدات متصور در این منطقه است. اگر عناصری وابسته به رژیم صهیونیستی یا گروهک ­های تروریستی – تکفیری، بنا به هر دلیلی اعم از آشفتگی اوضاع امنیتی قره باغ یا نقش آفرینی در قالب نیروهای درگیر در صحنه، تحرکاتی در نزدیکی مرزهای ایران داشته باشند، احتمالاً سناریوهای ارتش ایران برای عملیات علیه آنها از حملات هدفمند هوایی، استفاده از توپخانه سنگین و در نهایت هجوم زرهی، گسترده خواهد بود. اما وجه اشتراک تمامی این سناریوها، رویکرد تهاجمی و دفاع فعال است! حقیقتی که موقعیت خاص و خطرناکی را در منطقه پر التهاب غرب آسیا برای تحلیل گران مشخص می کند…

استقرار سامانه ­های پدافندی جدید و تقویت سیستم ­های موجود ایران در منطقه، می­ تواند قدرت عملیاتی پهپادهای وابسته به رژیم صهیونیستی را در صحنه تنش های احتمالی، به میزان زیادی کاهش دهد.

در حال حاضر با توجه به نتیجه انتخابات آمریکا، چالش های سیاسی رژیم صهیونیستی در داخل و البته قدرت نمایی و مانور تظاهر نیروی ارتش ایران در مرزهای قره باغ، عملاًً امکان ماجراجویی عناصر نامطلوب در قره باغ، به حداقل ممکن رسیده ولی وضعیت منطقه غرب آسیا و البته مسائل نظامی و امنیتی به گونه ایست که عملاً و دقیقاً نمی توان چیزی را به صورت قطعی پیش بینی کرد.

علی فولادی نیا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *